X
تبلیغات
رایتل

مطالعات ایران

ایران کجاست و ایرانی کیست ؟

قبر ، گنجنامه ، اکسیر ، ساروج

یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391 08:19 ق.ظ نویسنده: هرمز نظرات: 0 نظر چاپ

خیلی از مردم عقیده دارند که قبرستان گبریان متعلق به کافران است ولی این موضوع درست نیست.
گبر یعنی غیر مسلمان و به کسانی که غیر مسلمان بوده اند بی دین گفته نمیشود. گبریان دین زردتشت داشتند.
حالمیخواهیم ببینیم که قبرهای دوران قبل از اسلام به چه شکلی بوده اند و نوعدفن کردن اجساد به چه صورت بوده است. در زمان پیش از اسلام قبر زنها گرد ومدور بوده است و قبر مردها به صورت مستطیل بوده و قبر بچه ها به صورت مثلثبوده است. بعضی ها را نیز در خمره میگذاشتند.
در تمام قبرهای گبری حداقل یک کاسه آب و یک کاسه غذا گذاسته میشده است که کسی که میمیرد از گشنگی و تشنگی عذاب نکشد.
دربسیاری از قبرهای گبری لوازم مورد نیاز فرد نیز گذاشته میشده است که بستگیبه پول داری یا بی پول بودن مرده است. مردگان پول دار ظروف طلا و اجناسیمانند شمشیر زره وخیلی چیزهای دیگر به همراه دارند ولی مردگان بی پول و بیبضاعت اموال کمتری با خود به همراه دارند یا اموال آنها از فلزات ارزشمندنیست.
نوع دیگر قبرها قبر پیغمبری است که اگر شما آن را بشکافید هیچچیزی درون آن یافت نمیشود نه جنازه نه اموال. این قبرها چند پوش هستند وتازه از قبر راهی دارد برای جایی دیگر که جنازه و اموال آن در آنجا هست.
قبرهایینیز وجود دارد که به صورت ایستاده است. این قبرها متعلق به یک سری ازایرانیان است که معتقد بودند آنها را باید ایستاده به خاک سپرد.
بسیاریاز خلاف کاران را نیز به صورت ایستاده در میان دیوارهای قلعه ها و جاهایدیگر زنده به گور میکردند که خود اینها به نوعی قبر ایستاده تبدیل شده است.
بعضی از قبرها به صورت کشویی است که مربوط به رومیان است که در ایران با آئین خودشان دفن شده اند.
یک نوع قبر هم داریم که به آن قبر دخمه ای گفته میشود که نمونه آن در تخت رستم پیدا شده است.
جنازه قبرهای خمره ای همیشه به صورت نشسته بوده است و جنازه آنها را به صورت نشسته در خمره میگذاشتند و دفن میکردند.
وقتیدر جنگها جنگجویان میمردند آنها را با اموال و لباسهایشان و زره دفنمیکردندکه نمونه این قبرستان در چهاربداران در نزدکی مرز ترکیه موجودمیباشد که شاه اسماعیل اول در جنگ با عثمانی شکست خورد و بیست و هفت هزارکشته داد که همه آنها با لباسهای رزمشان دفن شده بودند.
در گذشته ماگورستانهای دسته جمعی نیز داریم که متعلق به افراد مریض است. در جاهائی کهوبا یا طاعون میآمده جنازه افراد را به صورت دسته جمعی دفن میکردند. درهمینجا یک مطلب بسیار مهم را برایتان بگویم و آن اینکه کسانی که قبری رامیشکافند خیلی باید مواظب باشند و بفهمنه که جنازه مریض هست یا نیست وحتماٌ باید استخوان شناس باشند و یا بتوانند استخوان اشخاص مریض را ازاستخوان افراد سالم تشخیص دهند تا با مشکلی مواجه نشوند.
همیشه وقتی میخواهید قبری را باز کنید حتماٌ از دستکش و ماسک حسابی استفاده کنید.
جنازههایی که در غارها و ذاغه ها میباشد و جنازه هایی که در صحرا میباشد وجنازه هایی که در کوهستانها میباشد از نظر ماهیت کاملاٌ با هم متفاوت است.
هر قبرستان و هر کوری دارای اموال نمیباشد. چون بسیاری از مردم فقیر بوده اند و بدون اموال دفن میشدند.
درهر قبرستان تعدادی قبر سلطانی وجود دارد که دارای اموال میباشند که بایدنتوانید آنها را تشخیص دهید و از روی بعضی شواهد تشخیص آنها امکان پذیراست.
اکثر گورستانها در سینه کشی ها و کنار رودخانه ها میباشد. دربسیاری از قبرستانها یک چهارطاقی نیز میباشد که نشان میدهد در میان آنچهار طاقی شخص مهمی فوت کرده است و اکثرا دارای اموال میباشند.
درایران قبرهای یهودی نیز بسیار است که نوع قرار کرفتن سنگ آنها متفاوت استو میتوان از روی سنگ قبر فهمید که این قبر متعلق به یک یهودی است.(سنگ قبریهودیان دارای فلش است).a
و مطلب آخر در مورد کسانی که به حفاری میروندو میگویند در سه متری یا چهار متری یک طابوت طلا یا یک جنازه مومیایی پیداکرده ایم. اینها همه دروغ است. شخصیتهایی را که درش طابوت طلا یا نقره یاسنگ یشم میگذاشتند همیشه در عمق بالای بیست متر دفن میکردند. و در عمق کماینکار انجام نمیشد. برای این جنازه ها حتماٌ اطاقی از ساروج درست میکردندو آن را آنقدر پایین میبردند که از گزند جانوران خاک به دور باشد و همچنیندزدان نتوانند گزندی به جنازه و اموال آن بزنند. در کنار این جنازه هاحتماٌ اموال فراوان وجود دارد و کنیزان و نوکران آنها را نیز با جنازهاربابشان زنده به گور میکردند. پس اگر کسی گفت جنازه ای در آورده بدوناموال بدانید که احتمال دروغ گفتن آن زیاد است.

در ایران انواع مختلف درخت وجود دارد.
در گذشته درختانی که عمرطولانی داشتند برای نشانه استفاده میشدند و در بیشتر جاهایی که اموالگذاشته می شد درختی هم کاشته می شد که بعدها پیدا کردن جا راحت باشد.
درختانی که بیشتر برای اینکار استفاده می شد به ترتیب زیر میباشد.
بوته گز که در حدود شش هزار سال عمر میکند.
درخت سرو که در حال حاضر چهار هزار ساله آن وجود دارد.
درخت داغداغان که در حال حاضر چهار هزار و پانصد ساله آن هست.
درخت آزاد که دو هزار سال عمر میکند و در جنگلهای شمالی ایران به وفور یافت میشود.
درختچنار که حدود هفتصد سال عمر میکند و پس از آن هر سال یک بار خود کشی میکندو خود را میسوزاند تا از بین برود که این خود سوزی هم چندین سال طولمیکشد. مانند درخت چنار امامزاده صالح که حدود نهصد سال قدمت دارد.
درخت نارون حدود پانصد سال عمر میکند.
درخت سنجد نیز حدود پانصد سال عمر میکند.
گنج نامه کتابهایی بوده است که حاوی مکانهایی است که در آنجا گنجی دفن میباشد.
تمام کسانی که صاحب گنج نامه بوده اند همه دارای علوم غریبه و علوم قدیمی میباشند.
تعدادی از گنج نامه ها به شرح زیر است: گنج نامه الوان هندی ، گنج نامهاحمد وزیر ، گنج نامه ملاصدرا ، گنج نامه قائم مقام فرهانی ، گنج نامهمیرزا مکتب خان تبریزی ، گنج نامه باگواس و گنج نامه شیخ بها (که به دو خطشجر ایستاده و شجر خوابیده نوشته شده است).
همچنین موبدان قبل از اسلام همگی دارای گنج نامه بوده اند. چون همگیآنها در زمان خودشان امانت دار بوده اند و از اموال مردم حفاظت میکردند. موبدان خود به دو قسمت تقسیم میشوند. اول موبد که اموال مردم نزد آنها بهامانت گذاشته میشده است. و موبد موبدان که از اموال درباریان و پادشاهانحفاظت میکردند و نقش امین و کاتب شاهان را نیز بر عهده داشتند.
به همین دلیل است که قبر موبد موبدان همیشه بارهای نفیسی در خود دارد و جزو قبرهای بسیار با ارزش است.
گنج نامه ها چه آنهایی که توسط اشخاص نوشته شده است و چه آنهایی کهموبدان آنها را نوشته اند همگی به رمز است و طلسمات سنگینی نیز دارند وچون افرادی که این گنج نامه ها را نوشته اند به علوم غریبه آشنا بوده اندرموز سنگینی برای گنج نامه ها گذاشته اند و ترجمه آنها کار استادانی استکه به خط شناسی و طلسمات آگاهی کامل داشته باشند.
گنج نامه ها اکثرا روی سنگاست و بعد از آن به ترتیب روی پوست آهو و پوست گاو و گنج نامه های مهم کهدرباری بوده است بعد از سنگ بیشتر روی پوست کرگدن میباشد. ولی اکثر گنجنامه ها روی سنگ یشم حکاکی میشده است.
بیشتر نوشته های روی پوست راداغ میکردند و جوهر های مخصوصی بود که قابل شستشو بود و آب آنها را از بیننمیبرد که اکثر نوشته های روی پوست با این جوهر نوشته میشده است.
بعضی اوقات نوشته هائی رو میبینم روی پوست که با خون نوشته شده است.
اکثر نوشته های روی پوست باخون گنج نامه یا نسخه نیست و بیشتر آنها دعا هست و جزو طلسمات محسوبمیشود و اکثرا با خون کفتر نوشته میشده است.
پس این مورد رو اشتباه نکنیم.
پوستها در زمان خود دباغیمیشدند و مواد مخصوصی مانند رزین و روعن به آنها میخورده است که عمر پوسترو بالا میبرده و مقاومت آن را بسیار زیاد میکرده. این پوستها اگر در جایمناسب نگهداری شوند تا پنج هزار سال عمر میکنند.
پوستها را اکثرا در جای خشکیا داخل نی نگهداری میکردند و دو سر آن را می بستند و هر چه به پوست هوایکمتری برخور کند سالم تر میماند و عمر آن طولانی تر میشود.
ولی باز هم مگویم که هشتاد درصد گنج نامه ها روی سنگ نوشته میسده است.
اکسیر را دانشمندان یونانی و دانشمندان ایرانی ساختند و نوعی دارو محسوب می شد که البته در دسترس کلیه مردم وجود نداشت.اکسیر بیشتر از گیاهان و گاهی اوقات چیزهائی از حیوانات هم به آن اضافه می شده است.
اکسیر به صورت دو قلو هستیعنی نر و ماده دارد و هر کدام به تنهائی به هیچ دردی نمی خورند و باید بافرمول دقیق با هم مخلوط شوند تا کارایی داشته باشند.
اکسیر اکثرا در شیشه هست ودرب آن با ساروج پلمپ گردیده است و اگر کسی آگاهی نداشته باشد و درب آن راباز کند ظرف چند دقیقه فاسد می شود. و کسی می تواند از آن استفاده کند کهعلم مصرف آن را داشته باشد.
هر نوع از اکسیر فقط برایدرمان امراض خود ساخته شده است و هیچکدام بدرد کاری جز فرمول خود نمیخورد. مثلا وقتی شما اکسیر دندان دارید و بعد از صد سال دندانهایتان ریختهاست می توانید با مصرف آن دوباره دندان در بیاورید و سالهای زیاد بادندانهای جدید زندگی کنید.
اکسیر اعظم بزرگترین یافتهدانشمندان آن زمان بود که با داشتن آن میتوان هیچ وقت به مرگ طبیعی یامریضی فکر نکرد چون با استفاده از آن انسان نه مریض میشود نه میمیرد.
افراد زیادی اکسیر اعظم راخوردند و عمری طولانی پیدا کردند مانند نمرود که ششصد سال عمر کرد و باعثمرگش نیز خودش شد وگرنه خیلی بیشتر از اینها عمر میکرد.
اینطور نیست که فکر کنیم هر کسی اکسیر دارد عمر جاودان میکند ، بلکه تا وقتی که اکسیر برای خوردن دارد مرگ به سراغش نمیآید.
بعضی وقتها میبینیم یامیشنویم که در یک دهات مردی یا زنی عمرش به صدو پنجاه سال رسید یا بیشتر. همه به اشتباه میگویند که چون در دهات و جای خوش آب و هوا هست و چیزهایطبیعی می خورد اینچنین عمری طولانی دارد ولی تا به حال کسی پرسیده است کهچرا بقیه اهالی آن دهات یک چنین عمری ندارند؟؟
دلیل عمر طولانی آن مرد خوبی آب و هوا یا خوردن چیزهای سالم و مقوی نیست.
این مرد نا خواسته و بدوناینکه خود بداند یکی از مواد تشکیل دهنده اکسیر را خورده است. شاید در کوهیا بیابان نوعی علف که حتی خود نفهمیده که این گیاه در میان ناهار یاعصرانه آن مرد بوده است. و به این صورت عمری طولانی یافته است.
مقدار اکسیر بسیار محدود استو تعداد انگشت شماری از دانشمندان قدیم موفق به ساخت آن شده اند. یکی ازاین دانشمندان بزرگ سندوس طبیب بود که در دربار اردشیر دراز دست خدمتمیکرد و روایت است که هنوز زنده است و پس از فرار از دربار اردشیر در جاییبدون اینکه کسی او را بسناسد مشعول زندگی شد.
خیلی ها سعی کردند اکسیرتقلبی را در بازار های حفاری بفروش برسانند ولی بر عکس این که همه فکرمیکنند شناخت اکسیر تقلبی بسیار سخت است و می توانند از این را شیادی کنندو مردم را گول بزنند ، شناخت اکسیر اصل بسیار راحت است و اگر راهش را بلدباشی و کور هم باشی میتوانی تشخیص بدهی که این اصل است یا تقلبی.
بعضی ها می گویند که اگراکسیر وجود داشته باشد بعد از کشف آن می توان در آزمایشگاهای مجهز از رویآن ساخت و دیگر مرگ معنی ندارد. در صورتی که اینطور نیست ، همه ما میدانیمکه در طول زمان بسیاری از حیوانات و گیاهان که در گذشته وجود داشته انددرگر وجود ندارند و نسل آنها از بین رفته است. پس شاید بتوان اکسیر راتفکیک کرد و مواد تشکیل دهنده آن را شناخت که تازه این هم امکان ندارد ولیبفرض این که بشود باید دید آیا این گیاهان هنوز هم وجود خارجی دارند یا ازبین رفته اند
در زمانهای قدیم که چیزی بهنام بتون وجود نداشت ، برای ساختن جاهای مستحکم از موادی به نام ساروجاستفاده می شد. امروزه به اشتباه مردم فکر میکنند که ساروج برای نگهداریعتیقه بوده است در صورتی که اینطور نیست.
ساروج برای پل سازی ، ساخت قلعه های محکم ، سد سازی ، و راه برای آب و نگهداری عتیقه و بسیاری از این مواری استفاده می شده است.
ساروج انواع مختلف دارد کهمحکمترین آن به ترتیب از ساروج سیاه شروع میشود و بعد از آن ساروج سفید وساروج طوسی و ساروج کرم است. بعضی از ساروجها با موادی بنام سیلکس و بعضیبا سرب و مس ذوب شده درست می شدند. اینها استقامت ساروج و محکمی آن رابالا میبرد.
در ساروجهایی که برای جلوگیریاز نفوذ آب ساخته میشد از پشم شتر و موی بز استفاده میشد که ساروج را برایجلوگیری از نفوذ آب مستحکم میکرد.
تا چند سال پیش شصدو دو نوعساروج شناخته شده است که از این تعداد پنجاه و یک نوع آن بدون اموال (زیرخاکی) میباشد و از باقیمانده انواع ساروج همه دارای طلا نمیباشد. درحفاریهای انجام شده اکثرا از سه نوع ساروج بار طلا بیرون آمده است والباقی دارای نقره و مفرق و اجناس دیگر بوده اند.
کلیه ساروجها از مواد اصلی زیر درست شده اند.
شن و ماسه ، آهک و سفیده تخم مرغ
مواد دیگری هم به انواع ساروج اضافه میشد که در بالا نام بردیم.
طریقه خرد کردن هرکدام از اینساروجها متفاوت است ولی به طور کلی میتوان آنها را خرد کرد و از بین برد. برای مثال یک الماس را فزض کنید که میخواهید آن را خرد کنید. اگر با پتکهم روی آن بزنید خرد نمیشود ولی اگر بدانید که ضربه را به کجای الماس واردکنید به راحتی خرد میشود و به قطعات کوچک تقسیم میشود. ساروج هم مانندهمین الماس است ، اگر مواد آن در دسترس نباشد باید بدانید که از کجا شروعبه شکستن آن بکنید تا بهتر نتیجه بگیرید.
برای ساخت مواد جهت خرد کردن ساروج باید نمونه ساروج وجود داشته باشد و مواد برای آن نمونه ساخته شودیا اینکه بدانید ساروج شما از چه نوعی است.
از بین بردن ساروجهایی که بهصورت عمودی میباشد با استفاده از مواد بسیار سخت تر است ولی نشدنی نیست. اول باید دور جایی را که میخواهیم مواد بریزیم با خمیر گرفته و آن راکاملا آبندی کنیم و بعد از مواد ساروج استفاده کنیم.
حالا که بحث ساروج را تمام کردیم چند خط هم در مورد سنگ برایتان بگویم.
سنگ را نیز اگر از نقطه ضعیفآن کار کنیم به راحتی شکسته میشود و میتوان سنگهای چند تنی را خرد کرد ولیاگر به پست سنگی خوردید که هم قطر داشت هم رگه نداشت که بتوان با قلم وچکش خردش کرد ، باید به روش زیر عمل کنیم.
چند سوراخ در یک امتداد و بهفاصله های مشخص در سنگ ایجاد میکنید و در داخل آنها موادی به نام کترا میریزیم (نوع ایرانی آن بهتر از نوع خارجی آن عمل میکند) و بعد با چوب سوراخها را کاملا از نفوذ هوا میپوشانیم و محکم میکنیم. از بست و چهارساعت تا چهل و هشت ساعت بعد کترا در داخل سوراخ حجم میگیرد و باعث ترک خوردن سنگ میشود و سنگ را خرد میکند.

برگرفته از وبلاگ : http://ariames.gohardasht.com/blog.asp?post=127